الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
79
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
. . . مع ان حديث تركب القضيه 1 ) [ جواب آخوند به اشكال دوم صاحب فصول ] 1 ) در اين قسمت مرحوم آخوند از ايراد دوم صاحب فصول جواب مىدهند همانطور كه قبلا عرض كرديم وجود در فلسفه به چهار قسم تقسيم مىشود : 1 - وجود خارجى 2 - وجود ذهنى 3 - وجود لفظى 4 - وجود كتبى منظور از وجود خارجى ، همان شئى است كه منشأ آثار خارجى است . منظور از وجود ذهنى ، همان تصويرى است كه از اشياء در ذهن ما متصور مىشود . منظور از وجود لفظى ، همان الفاظى است كه به زبان جارى مىكنيم . منظور از وجود كتبى همان چيزى است كه مىنويسيم . حال تمام اين چهار نوع وجود از سه جزء تشكيل شدهاند : موضوع ، محمول ، و نسبت ميان اين دو با حفظ اين مقدمه مىگوييم : اين محذور زمانى محقق مىشود كه در قضيه لفظيه ما ، نفس لفظ زيد ، موضوع واقعى نباشد و الا اگر نفس لفظ زيد موضوع واقعى باشد هيچگونه محذورى بوجود نمىآيد . مثلا وقتى مىگوييم ( زيد لفظ ) و از آن اراده شخص مىكنيم منظور از اين زيد كه موضوع قضيه واقع شده خود كلمه زيد نيست ، بلكه متكلم اين زيد را مرأة براى آن شخص كه متكلم اراده كرده قرار داده ( بعبارت ديگر لفظ زيد فانى در آن چيزى كه متكلم اراده كرده ، شده است ) در اين حالت موضوع قضيبه لفظيه با موضوع قضيه ذهنيه يك شئى مىشود و آن همان نفس لفظ زيد است . و اين به آن معنى نيست كه قضيه